اختراع روی طاقچه
یک دوست خانوادگی داریم که دیوار اتاقش پر از گواهینامههای ثبت اختراع و تقدیرنامه است؛ از در بازکن برقی گرفته تا سامانههای لیزری پیشرفته و حتی عطر پسته! از نظر من شبیه «پروفسور بالتازار» است؛ همان شخصیت محبوب دوران کودکی! کافی است برای حل یک مشکل فنی از او راهکاری بخواهند.
او اختراعات پیشرفتهتر را در آزمایشگاه دانشگاه دولتی محل کارش خلق کرده که در نهایت به تقدیرنامهای اداری و استفاده داخلی همان دانشگاه ختم شدهاند، و ایدههای کوچکتر را هم در اوقات فراغتِ خانه پیش برده است. با این حال، به جز مواردی که متعلق به دانشگاه بوده، هیچکدام مسیر درست تجاریسازی را طی نکردهاند؛ یا در نیمه راه متوقف ماندهاند یا هرگز به بازار نرسیدهاند.
آقای بالتازار ذهنی سرشار از ایدههای ناب دارد، اما همچنان یک کارمند ساده با شرایط مالی راکد است؛ در حالی که هر یک از این طرحها در صورت پیوند با مدل تجاری مناسب میتوانست ارزشآفرین باشد.
در ادبیات نوآوری و تجاریسازی، گاهی از چنین مواردی با تعبیر «اختراع روی طاقچه» یاد میشود؛ اختراعاتی که ثبت میشوند، اما هرگز به دست مصرفکننده نهایی نمیرسند و به محصول یا خدمات تبدیل نمیشوند: دیواری پر از قاب، اما جیبی خالی!
این سرنوشت مشترک بسیاری از پژوهشگران و مخترعان ماست؛ زنگ خطری مهم برای فعالان حوزه نوآوری، مدیران تحقیق و توسعه و سیاستگذاران که به یاد داشته باشیم:
ثبت اختراع، پایان راه نیست؛ آغاز مسیر خلق ارزش است.
شکاف اصلی اکوسیستم امروز ما نه در فقدان ایده، بلکه در زنجیره تبدیل «دارایی نامشهود» به «محصول پایدار بازار» است.
#مالکیت_فکری #ثبت_اختراع #تجاری_سازی #انتقال_فناوری #اقتصاد_دانش_بنیان #نوآوری #دارایی_نامشهود #اکوسیستم_نوآوری #اختراع_روی_طاقچه
#IntellectualProperty #PatentCommercialization #TechnologyTransfer #Innovation #IPValuation
دیدگاه خود را بنویسید